علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
317
آيين حكمرانى ( فارسى )
فرمانروايان اموى شكستن سكه را دوست نداشتند تا جايى كه در اين زمينه راه افراط نيز در پيش مىگرفتند . براى نمونه نقل كردهاند كه مروان بن حكم مردى از مردمان فارس را كه درهمى را بريده بود دستگير كرد و دست او را بريد . اين تجاوزى محض است و جايى براى توجيه هم وجود ندارد . واقدى نقل كرده است كه ابان بن عثمان فرمانرواى مدينه بود . او مردى را كه درهمهايى چند بريده بود كيفر داد و سى تازيانه بر او نواخت و او را در شهر چرخاند . واقدى در ادامه افزوده : چنين كيفرى نزد ما دربارهء هركس كه درهم را ببرد و فلزهاى مفرغ در آن بياميزد يا تقلبى ديگر كند اعمال مىشود . از ديدگاه نگارنده ، اگر حقيقت همان باشد كه واقدى گفته ، در اين صورت آنچه ابان بن عثمان ، انجام داده تجاوز نبوده است ؛ زيرا او با اين اقدام از حد تعزير فراتر نرفته و اين در حالى است كه از ديگر سوى تعزير كردن كسىكه تدليس كند كارى به حق است . اما آنچه مروان انجام داده [ به هر ترتيب ] ستم و تجاوز است . در همين مسأله ابو حنيفه و فقيهان عراق گفتهاند : شكستن درهم مكروه نيست . صالح بن جعفر از ابى بن كعب نقل كرده كه دربارهء آيهء أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا « 1 » گفته است : مقصود شكستن درهم است . در اين مسأله مذهب شافعى آن است كه گويد : اگر كسى به واسطه نياز درهم را بشكند اين كار برايش مكروه نيست ، اما اگر بدون نياز اين كار را انجام دهد مكروه است ؛ زيرا وارد آوردن نقص بر مال خود بىآنكه به اين كار نيازى باشد نوعى سفاهت است . سرانجام ، در اين مسأله ابن حنبل گفته است : اگر بر سكه نام خدا باشد شكستن آن مكروه است ، ولى اگر بر آن نام خدا نباشد شكستنش مكروه نيست . اما دربارهء روايتى كه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در مورد نهى از شكستن سكه رسيده است ، محمد بن عبد اللّه انصارى قاضى بصره آن را به معناى نهى از اينكه سكه را به كلى بشكنند و به فلز عادى تبديل كنند تفسير كرده است ، بدان هدف كه سكه همواره در وضعيت اصلى خود كه ابزار هزينه كردن است بماند . كسانى ديگر اين نهى را به نهى از شكستن بدين هدف كه از آن ظرف و زيور بسازند تفسير كردهاند . سرانجام ، كسانى هم اين روايت را به معناى نهى از بريدن از كنارههايش با قيچى تفسير كردهاند ؛ زيرا در آغاز دوران اسلامى مردم به سكه به اعتبار شمار
--> ( 1 ) . هود / 87 : يا اينكه در دارايىهاى خويش آنچه را خود مىخواهيم انجام دهيم .